خاک شاهد بود

خاک، شاهد بود

خاک، شاهد بود مشتی استخوان را از تنت باد، پس زد پرده راز نهان را از تنت آب، اقیانوس رگ‌های تو را خون گریه...

آشنای_غیر_مجاز

آشنای غیرمجاز

نوشته‌ام به دلِ شعرهای غیرمجاز که دوست دارمت ای آشنای غیرمجاز هوا بد است، بِکِش شیشه‌ی حسادت را که دور باشد...

هوا_گرم_است

هوا گرم است

فضای خانه که از خنده های ما گرم است چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است دوباره “دیده امت” زّل بزن به چشمانی که...