یک درخت پیر

یک درخت پیر

یک درخت پیرم و سهم تبرها می شوم مرده ام، دارم خوراک جانورها می شوم بی خیال از رنج فریادم تردّد می کنند باعث...

گریه کردم

گریه کردم

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد هر چه کردم – هر چه – آه انگار آرامم نکرد روستا از چشم من افتاد، دیگر...

لباس_تیره

لباس تیره

از خاطرات گمشده می‌آیم تابوتی از نگاه تو بر دوشم بعد از تو من به رسمِ عزاداران غیر از لباسِ تیره نمی‌پوشم در...

لحظه های_خواب_آور

هوای خواب آور

ضعیف و لاغر و زرد و صدای خواب‌آور کنار بستر من قرص‌های خواب‌آور لجن گرفتم از این سرگذشت ویروسی از این تب، این...