تو نیستی

تو نیستی

تو نیستی و این در و دیوار هیچ وقت… غیر از تو من به هیچ کس انگار هیچ وقت… اینجا دلم برای تو هی شور می زند از...

همین دقیقه

همین دقیقه

همین دقیقه، همین ساعت … آفتاب، درست کنار حوض، کمی سایه داشت روز نخست تو کنج باغچه، گلهای سرخ می چیدی پس از...

خاک شاهد بود

خاک، شاهد بود

خاک، شاهد بود مشتی استخوان را از تنت باد، پس زد پرده راز نهان را از تنت آب، اقیانوس رگ‌های تو را خون گریه...

شهر به خواب رفته

شهرِ خواب رفته

تصویر ماه را کسی از چاه می‌کشد شب رو به کوفه می‌کند و آه می‌کشد سمت وقوع فاجعه‌ای تازه پا گذاشت مرد غریبه‌ای...

شب_بارانی

خیابان شلوغ

کفشِ چرمی ـ چتر ـ فروردین ـ خیابانِ شلوغ یک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغ می‌رود تنهای تنها، باز هم...

اَجل_زندگی

اَجل زندگی

بعید نیست سرم را غزل به باد دهد و آبروی مرا در محل به باد دهد زبان سرخ و سرِ سبز و چند نقطه…، مرا دوصد کنایه و...