آشنای_غیر_مجاز

آشنای غیرمجاز

نوشته‌ام به دلِ شعرهای غیرمجاز که دوست دارمت ای آشنای غیرمجاز هوا بد است، بِکِش شیشه‌ی حسادت را که دور باشد...

شب_بارانی

خیابان شلوغ

کفشِ چرمی ـ چتر ـ فروردین ـ خیابانِ شلوغ یک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغ می‌رود تنهای تنها، باز هم...

اَجل_زندگی

اَجل زندگی

بعید نیست سرم را غزل به باد دهد و آبروی مرا در محل به باد دهد زبان سرخ و سرِ سبز و چند نقطه…، مرا دوصد کنایه و...

هوا_گرم_است

هوا گرم است

فضای خانه که از خنده های ما گرم است چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است دوباره “دیده امت” زّل بزن به چشمانی که...

لباس_تیره

لباس تیره

از خاطرات گمشده می‌آیم تابوتی از نگاه تو بر دوشم بعد از تو من به رسمِ عزاداران غیر از لباسِ تیره نمی‌پوشم در...

لحظه های_خواب_آور

هوای خواب آور

ضعیف و لاغر و زرد و صدای خواب‌آور کنار بستر من قرص‌های خواب‌آور لجن گرفتم از این سرگذشت ویروسی از این تب، این...

پرگار_عشق

غم که می آید

غم که می آید در و دیوار شاعر می شود در تو زندانی ترین رفتار شاعر می شود می نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی خط کش و...