بگو که ضامن من می شوی!

بگو که ضامن من می شوی!

دوباره وسوسه! نه! جان مادرم! باشد
دلم گرفت و… همین!، خاک بر سرم باشد

بگو که ضامن من می شوی! بگو آقا!
که قول می دهم این بار ِ آخرم باشد

تو را به جان ِ … به جان خودت قبولم کن!
نگو کلاغ نباید کبوترم باشد

نمی توانم و دیگر نمی … نمی خواهم
حرم همیشه پر از بغض مادرم باشد

مرا و رق زد و هی اشک ریخت،بیچاره
نخواست درد فقط لای دفترم باشد

به خواب زائر تلخت خوش آمدی ، یعنی
چطور می شود اینکه … که باورم باشد

دوباره می پرم از… آه!من که یک مردم
دوباره گریه … به روی خودم نیاوردم

#داوود افشین پور

اشتراک در: